درود بر دوست‌داران صادق‌خان هدایت. یک ماه از راه‌اندازی وبلاگ بوف کور گذشت و در این مدّت، تا جایی که وقتم می‌گذاشت، به جمع‌‌آوری مطالبی درباره‌ی هدایت پرداختم، از موافق و مخالف. راستش برای این بخش هم، در آغاز می‌خواستم مطلب بلندی از مخالفان صادق خان را برایتان بگذارم، امّا راستش ترسیدم کام دوست‌داران صادق‌خان، در این روزهای خوش ِ نوروز، تلخ شود (هر چند کام علاقه‌مندان صادق‌خان، همیشه به نحوی تلخ است، به ویژه آنانی که نوع دیدگاه و جهان‌بینی‌شان شبیه یا نزدیک به اوست!) به هر روی، آن مطلب را حتماً خواهم آورد و تا جایی که بتوانم دروغ‌ها و یاوه‌بافی‌هایش را نقد خواهم کرد. (اصلاً شما هم نظر بدهید که آیا دوست دارید مطلبی را درباره‌ی هدایت بیاورم که سر تا سرش دروغ و اتّهام و وارونه کردن حقایق است یا نه؟ - البتّه با نقد خودم و شما – خواهش می‌کنم نظرتان را بیان کنید.)‏
امّا این مطلبی که می‌خوانید باز مربوط به زندگی‌نامه‌ی هدایت است، منتها به گونه‌ای مشروح‌تر و با توضیحات بیش‌تر. دیدم باز هم بد نیست کمی ‌بیش‌تر درباره‌ی هدایت و زندگی‌اش بدانیم و در نوشته‌های بعدی، به سراغ داستان‌ها و دیگر نوشته‌هایش برویم. (دوستانی که این مطالب را درباره‌ی هدایت می‌دانند، این نکته هم یادشان باشد که بسیاری – به ویژه جوانان و نوجوانان – هستند که این چیزها را نخوانده‌ و نمی‌دانند.)‏
این نوشته را از سایت «ویکی پدیا» گرفته‌‌ام و با ویرایش و تغییرات تقریباً زیاد و تبدیل سال‌های میلادی به خورشیدی، آماده و تقدیم شما می‌سازم.‏
نوروز 1388 خجسته باد. پیروز باشید.‏

ادامه ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب ...